بزرگترین آزمایش شهری جهان در چین؛ ۱۱ شهر، ۸۶ میلیون نفر و اقتصادی ۲ تریلیوندلاری
چهارشنبه 13 خرداد 1405 - 21:00مطالعه 9 دقیقهبیایید برای لحظهای تصور کنیم که آیندهی سکونتگاههای انسانی، دیگر شبیه به شهرهای امروزی نیست. اگر از فضا به جنوب چین نگاه کنید، میبینید که آنچه زمانی مجموعهای از مناطق شهری پراکنده بود، امروز به شبکهای درهمتنیده از بزرگراهها، خطوط ریلی سریعالسیر، بنادر و جنگلی از برجهای مسکونی تبدیل شده است که ۸۶ میلیون نفر را در خود جای میدهد.
خلاصه صوتی
خلاصهی صوتی، ساختهشده با هوش مصنوعی.
بهگزارش بلومبرگ، دولت چین مجموعهی درهمتنیدهی عجیب در جنوب این کشور را Greater Bay Area یا «منطقهی خلیجی بزرگتر» مینامد؛ اما اشتباه نکنید، آنچه روی زمین در حال شکلگیری است، هیچ شباهتی به پروژههای عمرانی معمول یا حتی ساختوسازهای بزرگ ندارد. ما در حال تماشای آزمایشگاهی عظیم هستیم؛ جایی که اقتصاد قرن بیستویکم در آن بازطراحی میشود.
حالا شاید بیشتر از اینکه بخواهیم فکر کنیم ماشین اقتصادی جدید چین موفق میشود یا نه، باید بپرسیم اگر مدل درهمتنیدهی شهری جواب دهد، نقشهی آیندهی جهان هم با همین الگو رسم میشود؟
پایان عصر شهرها؛ آغاز عصر ابرمنطقهها
تقریبا در تمام طول تاریخ بشر، انسانها در گروههای کوچک و پراکنده زندگی میکردند. همین شش هزار سال پیش بود که پایههای اولین شهرها گذاشته شد و آنها خیلی زود به موتورهای محرک نوآوری، اشتغال و اقتصاد تبدیل شدند.
اما حالا فاز کاملا جدید و بیسابقهای را شاهد هستیم. توسعهی فیزیکی با سرعتی مهارنشدنی، چشماندازهای طبیعی را با نرخ چند کیلومتر در روز محو میکند و شهرهایی که تا دیروز مرکز همهچیز بودند، اکنون برای مقیاس اقتصاد جهانی بیشاز حد کوچک بهنظر میرسند.
توسعه مهارنشدنی، مفهوم سنتی شهر را کنار میزند و جهان را وارد عصر ابرمنطقهها میکند
روند جدیدی که در سراسر جهان آغاز شده است، با اتصال صدها میلیون نفر در چندین شهر، آنها را به اکوسیستمی واحد تبدیل میکند. فرقی نمیکند به کریدور شمالشرقی در آمریکا نگاه کنید یا کریدور ابیجان-لاگوس در آفریقا؛ گویی اقتصادها بهسمت خوشههای عظیم کشیده میشوند.
اگر قرن بیستم را قرن شهرها میدانستیم، قرن بیستویکم بدون شک عصر ابرمنطقهها خواهد بود.
بزرگترین آزمایش شهری جهان
پروژهی Greater Bay Area چین عظیمترین خیز بشر برای ورود به عصر ابرمنطقهها محسوب میشود، آنهم با ادغام ۱۱ کلانشهر که در کنار هم، اقتصاد غولپیکری بهارزش ۲ تریلیون دلار را میچرخانند؛ مبلغی که بهتنهایی از اقتصاد بسیاری از کشورهای توسعهیافتهی جهان بیشتر است.
اتصال شهرهایی مانند هنگکنگ، شنژن، گوانگژو و ماکائو، فقط بدین معنی نیست که چند هزار کیلومتر ریل قطار بیشتر روی زمین کشیده شود. پکن خواهان یکپارچهسازی عمیقتری است؛ از خلق یک بازار کار مشترک و زنجیره نوآوری پیوسته گرفته تا استخری بیانتها از سرمایهی مشترک.
در واقع چین نمیخواهد فقط ۱۱ کلانشهر را در کنار هم نگه دارد؛ هدف اصلی این است که قطعات شهرها مثل چرخدندههای یک سیستم عظیم در هم چفت شوند تا ماشین اقتصادی واحد و بیرقیبی بسازند.
چرا پکن به چنین پروژهای نیاز دارد؟
برای درک مقیاس Greater Bay Area، باید از ساختمانها و پلها فاصله بگیریم و به اقتصاد کلان نگاه کنیم. واقعیت این است که موتورهای رشد سنتی چین فرسوده شدهاند. آن مدل اقتصادی آشنایی که دههها بر پایهی تولیدات ارزانقیمت مانند نساجی و قطعات الکترونیکی ساده و البته رونق بازار املاک استوار بود، دیگر کارایی گذشته را ندارد.
چین برای فرار از تله درآمد متوسط، ۱۱ کلانشهر را به یک اکوسیستم یکپارچهی دو تریلیون دلاری تبدیل میکند
چین امروز با چالشی بهنام تلهی درآمد متوسط دستوپنجه نرم میکند. تاریخ توسعه میگوید کشورها میتوانند باتکیهبر نیروی کار ارزان، رشد سریعی را تجربه کنند و به سطح درآمد متوسط برسند؛ اما عبور از این مرحله و تبدیلشدن به کشوری با درآمد بالا، تنها با جهش عظیمی در بهرهوری و نوآوری ممکن میشود.
با کندشدن رشد اقتصادی، بحران بخش مسکن و پیرشدن جمعیت، پکن چارهای جز تغییر مسیر ندارد. چین باید پوستاندازی کند و از «کارخانهی جهان» به «آزمایشگاه جهان» تبدیل شود. پس دغدغهی اصلی دولت ساختن چند کلانشهر جدید نیست؛ آنها به دنبال راهبردی نوین هستند تا بتوانند بدون اتکا به نیروی کار ارزان و تولیدات سنتی، مسیر رشدشان را زنده نگه دارند.
فرمول شنژن در مقیاس بالا
برای اینکه بدانیم چرا رهبران چین تا این حد اطمینان دارند که میتوانند آینده را مهندسی کنند، باید به تاریخچهی شنژن نگاه کنیم که حالا هم یکی از اعضای کلیدی Greater Bay Area محسوب میشود.
در دههی ۱۹۸۰، شنژن چیزی بیشتر از یک دهکدهی ماهیگیری کوچک در همسایگی هنگکنگ نبود؛ اما زمانی که دولت آن را بهعنوان یک منطقهی ویژهی اقتصادی تعیین کرد، همهچیز با سرعتی غیرقابلتصور تغییر یافت. برنامهریزان شهری پیشبینی کرده بودند که جمعیت شنژن تا سال ۲۰۰۰ به یک میلیون نفر برسد؛ اما تا فرارسیدن این تاریخ بیشاز ۷ میلیون نفر در شنژن زندگی میکردند.
الگوی موفق شنژن به رهبران چین ثابت میکند خلق یک زنجیره نوآوری عالی از نقطه صفر امکانپذیر است
اما امروز با کلانشهری ۱۸ میلیوننفری طرفیم که بهعنوان قطب اصلی فناوری چین شناخته میشود. شهری که تقریبا از هیچ بهوجود آمد، حالا میزبان غولهای فناوری است و تمرکز خود را روی حوزههایی نظیر هوش مصنوعی، نیمهرساناها، رباتیک، فناوریهای پاک و خودروهای خودران گذاشته که آیندهی اقتصاد جهانی را میسازند.
اگر تولد و بلوغ شنژن را بزرگترین دستاورد برنامهریزیهای چین در قرن بیستم بدانیم، پروژهی Greater Bay Area میخواهد دقیقا همان فرمول را پیاده کند؛ اما این بار در مقیاسی بسیار وسیعتر.
رؤیای یک زنجیره نوآوری کامل
استراتژی پکن را زمانی بهتر درک میکنیم که نقشه را کنار بگذاریم و منطقه را در قالب یک گراف شبکهای پویا تصور کنیم؛ شبکهای که در آن، هر شهر یک گره کاملا تخصصی است و جریان پیوستهای از ایده و سرمایه بین آنها جابهجا میشود.
بیایید مسیر حرکت یک استارتاپ فرضی را در اکوسیستم Greater Bay Area دنبال کنیم؛ تصور کنید یک ایدهی جذاب فناورانه در شنژن به ذهنتان رسیده است. برای تأمین مالی به هنگکنگ میروید تا از بازارهای مالی بینالمللی سرمایه جذب کنید.
در مدل جدید چین کلانشهرها بر سر منابع با یکدیگر رقابت نمیکنند
بعد از جذب سرمایه در هنگکنگ با مبلغ دریافتی به شنژن برمیگردید تا با استفاده از مهندسان تراز اول، پروتوتایپ محصولتان را بسازید. وقتی محصول نهایی شد و به مرحلهی تولید انبوه رسیدید، کارخانههای عظیم گوانگژو آن را در مقیاس میلیونی برایتان روی خط تولید میبرند. در نهایت، محصول شما از طریق شبکهای از بنادر مثل ماکائو، به بازارهای جهانی عرضه میشود.
مفهومی که اکنون توصیف کردیم، در ادبیات اقتصادی، اکوسیستم نوآوری منطقهای نامیده میشود. در مدل جدید چین، کلانشهرها قرار نیست بر سر منابع با یکدیگر رقابت کنند؛ بلکه قرار است مانند چرخدندههای یک ماشین هماهنگ عمل کنند؛ جاییکه هر شهر دقیقا روی کاری متمرکز میشود که در آن برتری دارد.
متروپلیس شمالی؛ راهحلی برای چالش مرزها
طرح پکن لااقل روی کاغذ سیستم مهندسیشده و بهینهای بهنظر میرسد؛ ولی در دنیای واقعی چالشهای دیگری نیز وجود دارند. اقتصادها فقط زمانی به بالاترین سطح از نوآوری میرسند که تبادل آدمها، ایدهها و سرمایه در آنها بدون هیچ اصطکاکی جریان داشته باشد.
کارشناسان معتقد هستند که برای موفقیت اکوسیستم منطقهای چین، افراد باید بتوانند در کمتر از یک ساعت، میان مراکز مختلف فعالیت اقتصادی جابهجا شوند و مرزها عملا نامرئی باشند؛ اما در Greater Bay Area، مرزها هنوز واقعیاند.
سیستم حقوقی، مالیاتی و مهاجرتی هنگکنگ با چین تفاوت زیادی دارد
هنگکنگ را در نظر بگیرید؛ شهری که از نگاه پکن یکی از چهار مهرهی کلیدی منطقه محسوب میشود؛ اما سیستم حقوقی و ارز خودش را دارد؛ سازوکار مالیاتیاش کاملا مجزاست و قوانین سختگیرانهای برای گمرک و ویزا اعمال میکند. شما نمیتوانید صرفا با یک دستور دولتی، مکانیسمهای پیچیده و متفاوت هنگکنگ را با ساختار سرزمین اصلی چین یکپارچه کنید.
تا اینجا انگار چین در حال ساخت یک پلتفرم یکپارچهی سختافزاری است؛ اما نرمافزارهای اجرایی آن با هم همخوانی ندارند. در نهایت، ریختن میلیونها تُن بتن برای ساختن طولانیترین پلهای دریایی و راهاندازی سریعترین خطوط ریلی جهان، آسانتر از ادغام دو نظام سیاسی و اقتصادی کاملا متفاوت است.
بیایید کمی در تناقضهای پروژهی Greater Bay Area عمیقتر شویم. به مرز باریک میان هنگکنگ و شنژن نگاه کنید؛ جاییکه رودخانهای کمعرض، دو دنیای کاملا متفاوت را از هم جدا میکند.
در کرانهی شمالی یعنی سمت شنژن، با دیواری از آسمانخراشهای شیشهای و مراکز توسعهی فناوری مواجه میشوید؛ ولی در کرانهی جنوبی هنگکنگ منظرهای از برکههای پرورش ماهی، زمینهای کشاورزی، تالابهای دستنخورده و روستاهایی با کلبههای چوبی میبینید که گویی در زمان متوقف شدهاند.
دولت چین برای پُر کردن شکاف فیزیکی میان کرانههای مرزی شنژن و هنگکنگ، پروژهی چندمیلیارددلاری متروپلیس شمالی را کلید زده است تا نوار روستایی شمال هنگکنگ را به هاب پیشرفتهی فناوری تبدیل کند؛ منطقهای جدید که میزبان آزمایشگاههای پیشرفتهی تکنولوژی، استارتاپهای نوپا و مجتمعهای مسکونی عظیم خواهد بود.
هزینهای که در هیچ نموداری ثبت نمیشود
اما توسعه در مقیاسی که دولت چین برای منطقهی خلیجی بزرگ در سر میپروراند، برندهها و بازندههای خاص خود را دارد. روی دیگر سکهی مگالوپلیس وجه انسانی و زیستمحیطی ماجراست که در گزارشهای مالی و آمارهای کلان اقتصادی گم میشود.
برای روستاییان محلی، کشاورزان و ساکنان قدیمی منطقه، صدای بولدوزرها و قطارهای سریعالسیر معنای متفاوتی دارد. مردمی که نسلدرنسل در این زمینها کشاورزی کردهاند، حالا هر روز شاهد تغییر چشمانداز اطراف خود هستند.
شاید دولت با پیشنهادهای مالی و مسکنهای عمومی تلاش کند روند جابهجایی آنها را پیش ببرد؛ اما این تغییرات عظیم همیشه هم در سکوت و بدون مقاومت پیش نرفته و در بسیاری از موارد، اعتراضات محلی ساکنان به تخریب خانهها و نابودی زیستگاههای طبیعیشان، با سرکوب شدید و برخوردهای قهری مواجه شده است.
زیر چرخدندههای توسعهی عظیم چین، صدای معترضان بومی با سرکوب شدید دفن میشود
برای بسیاری از بومیان، کوچ اجباری یعنی پاکشدن سبک زندگی، هرچند حالا عموم ساکنان میدانند که توسعه متوقف نخواهد شد و راهی جز تسلیمشدن در برابر این موج بتنی ندارند.
درواقع آنچه برای سیاستمداران و مهندسان یک یوتوپیا و دورخیزی ضروری بهسوی آیندهای تمامالکترونیک محسوب میشود، برای برخی از ساکنان بومی، رنگ فاجعه دارد. در مسیر این توسعهی پرشتاب، هر مترمربع بتنی که روی تالابها و مزارع ریخته میشود، هم نمادی از پیشرفت اقتصادی است، هم نشانهای از افقهای طبیعی ازدسترفته.
آیا میتوان سرانجام مگالوپلیس را پیشبینی کرد؟
پروژهی Greater Bay Area را باید فراتر از طرحهای ساختوساز عادی، به چشم تست استرس اقتصاد کلان و آزمایشگاه عظیم مهندسی سیستمها ببینیم. آیا یک دولت میتواند با برنامهریزی متمرکز و تزریق سرمایه، اکوسیستم شهری موفقی را بهصورت مصنوعی خلق کند؟
کارنامهی توسعهی چین دوگانگی عجیبی را پیش روی ما میگذارد. از یک سو، شنژن بهعنوان قدرتمندترین استدلال موافق خودنمایی میکند و نشان میدهد که رویکردِ «تو بساز، آنها خودشان میآیند» گاهی بسیار خوب جواب میدهد.
از سوی دیگر، منتقدان به پدیدهی آشنای شهرهای ارواح اشاره میکنند؛ پروژههای زیرساختی عظیمی در گوشهوکنار چین که سالها خالی از سکنه ماندند، چراکه برنامهریزی دستوری دولت با جریان ارگانیک زندگی و نیازهای واقعی بازار همخوانی نداشت.
کشیدن نقشهی یک کلانشهر و بالابردن برجهای شیشهای، احتمالا سادهترین بخش ماجراست؛ اما خلق حیات، تزریق پویایی و متقاعدکردن میلیونها متخصص برای زندگی، نوآوری و کار در یک ساختار از پیش مهندسیشده، چالشی است که با هیچ الگوریتمی بهسادگی حل نمیشود.
آنچه در جنوب چین رخ میدهد، پیشنمایشی از آیندهی توسعهی انسانی است. در سراسر کرهی زمین، از قارهی آمریکا تا آفریقا، کلانشهرها در حال ادغام در یکدیگر هستند و اقتصادها با سرعتی بیسابقه بهسمت خوشههای عظیم و بههمپیوسته حرکت میکنند. در دهههای آینده، رقابت اصلی در عرصهی جهانی لزوما میان کشورها نخواهد بود؛ بلکه نبرد واقعی میان همین ابرمنطقههای شهری شکل خواهد گرفت.
پروژهی Greater Bay Area چین شاید اولین نسخهی عملیاتی از دنیایی باشد که در آن مرزهای شهری بیمعنا میشوند و اقتصاد در ابعادی سازماندهی میشود که پیشازاین حتی قابلتصور هم نبود. درهرحال قرار نیست ماشین توسعه متوقف شود و قطارهای پرسرعت همچنان فاصلهها را کوتاهتر میکنند.